عزت الله مولايى نيا همدانى

208

نسخ در قرآن ( فارسى )

الف - گروه اوّل : جواز عقلى و وقوع خارجى آن را به طور كلى به ديدهء انكار نگريسته و خود را به « شمعون بن يعقوب » نسبت مىدهند . ب - گروه دوّم : وقوع آن را از منظر عقل جايز شمرده و از نظر شرع ، وقوع خارجى آن را به شدت انكار مىنمايد ، اين گروه نيز خود را به « عنان بن داوود » منتسب مىنمايند . ج - گروه سوم : « نسخ » را از ديدگاه عقل و نقل روا دانسته و وقوع خارجى آن را نيز پذيرفته و لكن با اين وجود ، اسلام را ناسخ شريعت يهود نمىداند ، چرا كه به گمان آنان ، شريعت مقدس اسلام جهانى نبوده ، بلكه تنها ويژهء ملت عرب مىباشد ، البته پر واضح است كه همهء ملت يهود ، از هر فرقه و مذهبى كه باشند - علىرغم اختلافات درونى خود ، بر پايهء عناد و دشمنى و كينه‌توزى كه با اسلام و رسول گرامى آن حضرت محمد - صلّى اللّه عليه و آله - دارند ، منكر اسلام و رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - بوده و بر اين مسأله اتفاق نظر دارند . اساسىترين هدفشان از انكار نسخ ، همان انكار نبوت نبى اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - و رسالت جهانى آن بزرگوار مىباشد و از انكار « نسخ » به عنوان ماسك تبليغاتى استفاده مىنمايند و گر نه منظور نهايى آنها همان انكار اصل شريعت مقدس و حقهء اسلام و تكذيب رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - « موعود تورات و انجيل » مىباشد . اما از آنجا كه به ضرورت عقل و واقعيت خارجى ديده‌اند كه انكار اسلام ديگر بعد از روشن شدن حقايق آن ، بردى نداشته و اين حنا ديگر رنگى ندارد و اسلام خود لحظه به لحظه حتى بدون هيچ گونه رسانهء گروهى لازم ، سنگر به سنگر پيش مىتازد و در هر روز افق تازه‌اى در اقصى نقاط عالم حتى در مقرّ فرماندهى صهيونيزم ، براى خود جا باز كرده و تمامى آثار شوم تبليغاتى يهود جهانى را از سر راه خود به راحتى برمىدارد ، هيچ عاملى ديگر توان مقابله با آن را ندارد ، از اين رو به يك حيلهء جديدى متوسّل شده و مىگويند : اسلام و رسالت رسول خاتم -